یک عدد از گور برگشته+داستان جدید

بیوگرافی موجوتسو ایxانیمه ای من اندر این داستان

اسم:شیدی

فامیل:د چهاگ

سن:۱۵

قد:۱۰۰سانت

رنگ چشم:قرمز

اخلاق:مهربون،دلسوز،شاد و شنگول،هرازگاهی اسکل،به موقعش جدی و قوی و ترسناک،اوتاکویی،حمایت گر،اگه عصبانی بشم یا تو جنگ باشم باید از فاصله صدمتری ازم فاصله بگیرین،معتاد شیرینی جات،افسرده و ناراحت(تو تنهایی هام)،همشه مراقب همه حتی اگه به قیمت جونم تموم شه

خانواده:برادر بزرگتر شدو

تایپ شخصی:ENTP

تکنیک نفرینی:تکنیک نفرینی معکوس،قرمز

گسترش قلمرو:خلاءبی نهایت

علایق:جوجوتسو جدید یاد گرفتن،دوستام،برادرم،مانگا، زبان ژاپنی،بتونم دوستام رو خوشحال کنم،انیمه،از بین بردن شئی های نفرینی

تنفرات:ادمای احمق،اونایی که فکر میکنن تیکنیک های نفرینی فقط مخصوص شیاطینه، هیتر ها،ارایش(با اینکه دخترم)

تیکه کلام:یووایموو(ضعیفی)

دوستان:سونیک،شدو،تیلز،ناکلز،سیلور،بلیز،امی،کریم،روژ،سالی،سارک(اینجا سارک شخصیت صد قهرمانه و زیاد شرور نیست و رابطه اش با سونیک مثل شدوعه)،اگزطیور،نگاژن ،فیلت وی...

دشمنان:شئی های نفرینی،مفلیس،اسکروج، استارلاین

جایگاه در مقاومت:یکی از مهمترین اعضای مقاومت و تیم اجرایی

استعداد ها:مهارت های رزمی

(راستی گفته بودم هفتمین کارکتر رو از گوجو الهام گرفتم؟؟؟)

فکت هایی از کارکترم

1_بنده معتاد شیرینی جاتم(طبق واقعیته این،مگه میشه کسی معتاد شیرینی جات نباشه)

2_من احساس وفاداری نسبت به یه پسر رو ندارم بنابراین ترجیح میدم دوست پسر یا پارتنر نداشته باشم

3_من دارای اختلال روانیPDSTام،این اتفاق زمانی افتاد که مرگ بهترین دوستم رو به چشم دیدم برای اینکه دیگران نگرانم نشن خیلی خیلی شاد و شنگول شدم اما تو تنهایی هام همیشه ناراحت و افسردم

4_همیشه سعی میکنم مراقب همه باشم حتی اگه به قسمت جونم تموم شه

5_شماها قراره هر چهار پارت یک بار روی‌ترسناک و خفن من رو ببینین

6_من مهارت فوقالعاده ای توی مبارزه دارم و همیشه هم خونسردم

7_زیردستم توی مقاومت کریم عه

8_کارکتر بنده مثل خودم یه اوتاکو اصیله

9_سیلور هم عاشق منه هم عاشق بلیز اما چون میدونه من نمیخوام دوست پسر داشته باشم تا حالا بهم پیشنهاد نداده

هر کارکتر چطوری صدام میزنه

شدو:ابجی کوچیکه،بلوبری۲(اگه برم رو اعصابش)

سونیک:فیکر،شِید

سیلور:قوی ترین دختر مقاومت،شیدی چان

تیلز:شیدی چان،بلوبری سخنگو(اگه وسط کارش بیام)

ناکلز:قوی ترین ابی مزاحم

روژ:همون اسمم

کریم:خانوم شیدی

بلیز:شیدی جونم

امی:شیدی د هچهاگ(وقتی اعصابش از دستم خورد باشه)،شیدی جونم

خب و تمامممممممم

اگه کارکتری دارین بگین وارد داستان کنم

[ شنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۳ ] [ 8:11 ] [ sheady ] [ ]
آخرین مطالب