از گور برگشتم+درد و دل

خب...الان نیمه شب تقریبا ساعت سه صبحه و من الان دارم پست میزارم

ناموسی مودم مشخص نیست ولی خب...یه سری چیزا راجب خودن میگم

یک،قبلا تایپم infj بوده و خیلی احساساتی بودم ولی الان کارد بزنی خونم در نمیاد و برای همین نمیدونم چجوری داستانای عاشقانه بنویسم و شدمintp

دو،دیگه سونیک فن نیستم و اوتاکو ام

سه،بی حوصله تر از قبلم شدم و حاظرم شرط میبندم دارین متنو با لحن سرد میخونین

ببینم الان اصلا کسی بیداره که من بیدارم؟؟؟

ببینین...آه چرا دروغ مبگم و دارم طفره میرم؟یا میرم یا میام فقط عکس میزارم...فقط دبیرستان لایت ادامه میدم...تمام...ایم فصل آخرشه و پایان اصلا خوبی نداره چون به هیچ عنوان پایان خوب نمیتونم تصور کنم براش

اه،مندوکسا(دردسره)کسی یادشه اصلا داستانم آخرین پارت چی شد یا منو یادتونه؟به نظرتون تغییر کردم ممبرا؟

راستی کسی انیمیشنkepop demon hunter و فصل3 اسکویی گیم رو دیدین؟باحال بود نه؟

خب عنوان رو برای این درد و دل گذاشتم که هرچی تو دلتون بهم بگین،من شنونده خوبیم

راستی کسی میون شماها انیمه میبینه و اگه میبینه انیمه و ژانر مورد علاقش چیه؟اگه نمیبینین بیاین فیلم یا انیمیشن مورد علاقت اونو بگین

برا خودم،انیمیشن هزبین هتل و انیمه دث نوت و بلولاک،ژانر مورد علاقم،شونن/جنایی/اکشن/معمایی/ ورزشی(اکه خوب باشه)

فعلا...تو کامنتا میبینمتون

برچسب ها: حوصلم پوکیده
[ جمعه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۴ ] [ 2:48 ] [ sheady ] [ ]
آخرین مطالب