(اگمن)
من بعد از اون قضیه نمیدونم چطوری هنوز زندهام ولی حالا دوباره ارتشمرودوباره ساختم و قراره به معبد جدای حمله کنم خب حالا برم برای راه اندازی سفینه
(امی)
منو سونیک داشتیم کارای دفتری رو انجام میدادیم که یک صدای انفجاری اومد و بعد از صداهای انفجار صداهای تفنگ ها و فریادهای درد اومد من و سونیکم خواستیم بریم و به جدای های دیگه کمک کنیم که دیدیم کلی روبات دارن تو راهروها راه میرن و منو سونیکم اون روباتها رو زدیم جر دادیم و بعدش دیدیم کلی روبات دیگه تو راهن فلنگ رو بستیم
(اگمن)
من بعد نابود کردن جدای ها رفتم تا برای سنایی که قبلاً تحت محافظت جدای ها بود سخنرانی کنم و موقع سخنرانی گفتم:من با محو کردن تاریکی جدای از کهکشانمون زندگی های زیادی رو نجات دادم چون جدای ها رشوه بگیر بودن و تمامی مجرمان رو دستگیر نمیکردن ولی روباتهای من فرمانبردار من هستند و فقط و فقط دستور رو اجرا میکنن در ضمن این جدای ها به خاطر تعداد کم از من شکست خوردن ولی من۱۰۰۰۰۰۰۰۰روبات دارم و و قراره در هر منظومه یه کارخونهی روبات سازی تمام اتوماتیک و یه کارخونه تفنگ سازی غیر اتوماتیک برای ایجاد شغل بسازیم»
(سیلور)
تعادل نیرو برگشته این یعنی تعداد سیث و جدای برابر شده یعنی جدای ها کشته شدن می همچین کاری کرده