(؟؟؟)
من با شاگردانم داشتیم لرد مخوف سیث شدورو احضار میکردیم ما وقتی اون رو احضار کردیم اون گفت:خب جدای ها اشتباه بزرگی کردین که منو بیدار کردین»
و یکی از شمشیرامو قاپیدو خواست با اون به شاگردام حمله کنه که رنگ شمشیرو دید و گفت:تو یا قانون دو رو زیر پا گذاشتی یا جدای هارو بردهی خودت کردی که اگه جدای هارو بردهی خودت کردی پس با این کار مشکلی نداری» بعد بیشتر شاگردامو جلوی چشمام کشت و من خشمگین شدم و با اونیکی شمشیرم بهش حمله کردم با آرامش جلوی شمشیرم رو گرفت و گفت:هزینه شکستن قانون مرگ شاگردان تو بود و اگه آرومت میکنه باید بگم اونا ممکن بود علیه تو بشن حالا از من چی میخواستی»
منم گفتم: به جدای ها حمله کن اونا توی کروسانتن»
شدو هم رفت
وقتیکه شدو رفت اسکروج گفت:استاد چرا اون اول یه حملهی وحشیانه به ما انجام داد چرا بعدش براتون یه کار انجام داد و اینکه چرا بین این همه سفینه سفینهی منو برداشت»
منم گفتم: اون منو با به قتل رسوندن مقدار زیادی از شاگردانم مجازات کرد و بعد در ازای بیدار کردنش برام یه کار انجام داد ولی دربارهی آخری نمیدونم چطوری مگه»
اون گفت:آخه روغن موتورش رو سه ساله عوض نکردم تازه تو باکش هم همراه بنزین شیر کم چرب یک درصد ریختم»
منم گفتم :چرا »
گفت: نزدیک پمپ بنزین سوپری بود رفتم شیر بخرم بعد داشتم بنزین میزدم در بطری شیر رو باز کردم بخورم شلنگ بنزینو کردم تو حلقم بطری شیر رو کردم تو باک بعد متوجه شدم جاشونو عوض کردم »