داستان کهکشان دور مقدمه

(؟؟؟)

چندتا ربات اومدن تو خونه‌ی من و گفتن:مارو فرستادن برای دادن یه پیغام برای شما جدای سابق سیلور یکی از سیارات ضعیف ولی مهم یعنی مأمون مورد حمله یک ارتش قدرتمند از دروید های جنگی قرار گرفته و تمام جدایی های دیگر که توان این ماموریت را دارند در ماموریت های دیگر هستند و شما تنها گزینه برای اینکار هستید استاد جدای بلیز که به عنوان سفیر برای مذاکره فرستاده شدند دستگیر شدند»

منم سریع شمشیرمو برداشتم رفتم تو سفینه‌ام بگاز رفتم به سیاره‌ی مأمون

(ادامه دارد)

نیرو همراه کامنت گذاران است

برچسب ها: کهکشان دور
[ پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 20:57 ] [ Shadow ] [ ]
آخرین مطالب